آنیتاآنیتا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

آنیتا کوچول بابا

داستان شماره دو

1393/1/16 20:59
نویسنده : arkahil
285 بازدید
اشتراک گذاری

یه دختر بود بدجنس بود با فیس بوکش کار می کرد یه پسر بدجنس هم بود کش موهای قرمز خوشکل بسته بودند اما هرکاری می کردند خوشکل نمی شدند یه روز دختر ماجراجو از تو خونه اش بلند شد اومد بیرون بعد رفت زنک یه خونه رو زد ،دختر ماجراجو کفشش رو بیرون خونه کذاشت رفت اون تو واسه خودشون بمونن رفت پائین خونه وایستاد بعد اون دو تابچه اون یکی رو ندیدند یکی شون دید همه جا روشنه چون آباژور روشن بود بعد رفت برای خودش سیب بکنه، سیب کند و اومد.

پسندها (1)

نظرات (0)